امروز : چهارشنبه, 24 مرداد 1397
 لباس امروز ما اشفته است
4/50 امتیاز از 3 رای
 مد لباس  |     |   213

اذر نجیبی علاوه بر این فعالیت ها به تدریس تاریخ لباس ایران و طراحی لباس در دانشگاه می پردازد. او که امسال به خاطر طراحی لباس سریال «اوای خاک» برنده بهترین طراح لباس در تولیدات مراکز استانی صدا و سیما شد، معتقد است که هیچ حمایتی از طراحان و پژوهشگران در این عرصه وجود ندارد. نجیبی که اخیرا تحقیق و جمع اوری مطالب و منابع در رابطه با تاریخ لباس اقوام ایران را به پایان رسانده، گله مند از عدم توجه مسیولان و به انتظار کمکی است که به واسطه ان موفق به انتشار این مجموعه پژوهشی شود. انچه می خوانید گفت و گوی این هنرمند با هنرانلاین است.

نخستین کار حرفه ای شما در تیاتر از کجا شروع شد؟

اولین کار حرفه ای من با تیاتر «دخمه شیرین» و تله تیاتر «گالیگولا» بود که به عنوان دستیار کارگردان در کنار دکترقطب الدین صادقی فعالیت کردم.

این روزها چه می کنید؛ هنوز در عرصه تیاتر فعال هستید؟

این اواخر پژوهش می کنیم و در حال حاضر «شخصیت شناسی کلاه در لباس ایرانی» را به پایان رساندم که هنوز موفق به چاپ ان نشده ام.

چرا؟

متاسفانه هنوز هیچ حمایتی از من برای انتشار کتابی که نتیجه زحمت و پژوهش است، انجام نشده است. من در این کتاب از حاشیه زاگرس یعنی اقوام ترک، کرد و لر شروع کردم و به سمت قشقایی رفتم. در حال حاضر نیز کار بر روی دیگر اقوام را شروع کردم. در بخش دیگری نیز تاریخ لباس ایران را از ماد تا پهلوی اول مورد بررسی قرار دادم که هنوز به چاپ نرسیده است.

با وجود اینکه به قول خود شما در این عرصه حمایت چندانی نیست، چطور شد که تصمیم به پژوهش در این بخش ان هم با وجود منابع اندک ان گرفتید؟

در دوران دانشجویی به خاطر علاقه کتاب هایی می خواندم که بسیار جسته و گریخته به مساله تاریخ اقوام پرداخته بود. ضمن اینکه صرفا چهار واحد در دانشگاه به طراحی لباس می پردازد که عملا فایده چندانی ندارد. از انجایی که کرد هستم، ابتدا به این خطه پرداختم. نخستین نمایشگاهم با عنوان «نگاهی نو به پوشینه اشنا» را با ویژگی هایی همنشینی رنگ ها اغاز کردم. من جرات رنگی را در کارهایم پیدا کردم، زیرا وقتی کرد یا لر هستی جرات رنگی داری که می توانی با نهایت جسارت سبز و قرمز را در کنار یکدیگر قرار دهی که در نتیجه استقبال از این اثار نیز بسیار خوب بود. کم کم به صورت حرفه ای روی طراحی مانتو تمرکز کردم و پیرو دعوت به دانشگاه تحقیق را بیشتر دنبال کردم. البته این ریشه در دوران بسیار گذشته من و حتی دبیرستان داشت که علاقه به ترکیب رنگ و زیبایی داشتم. دوست داشتم مانند گذشتگان مان ساده بپوشیم اما در عین حال ترکیب رنگ داشته باشیم. به نظر من خطوط عمودی و سادگی در اثار اقوام گذشته و برش ها و عدم شلوغی قابل تحسین است، وجه تمایز این اثار کار دست زن ایرانی بر روی لباس است که بدین وسیله لباس را شناسنامه دار می کردند. لباس در قدیم با فکر و اندیشه ای همراه بوده که امروز خبری از ان نیست و به نوعی کارها درهم و بی شخصیت است.

مد تازه در دنیا روی عنصری به نام برش تاکید دارد، ایا اینکه صرفا بخواهیم بر رنگ و الگوهای قدیمی تاکید کنیم، یک نقص نیست؟

در این دوران امکان فرار از مد را نداریم و نمی شود عرصه را کاملا با تکیه بر گذشته پیش ببریم. منظور من این است که گذشته و جذابیت های ان را فراموش نکنیم و مد را درست انتخاب کنیم. نباید لباسی را که بر اساس رنگ، وزن ، اناتومی و سلیقه ما نیست صرفا با استین زدن تبدیل به مانتو کنیم. باید با مد پیش برویم اما اینکه هر چیزی را شلوغ کنیم مد نیست. در همه کارگاه های معروف تولید لباس طراحی کردم و دیدم که گاهی یک دوزنده ساده حرفش مطرح تر از طراح است و صرفا تاکید بر فروش است. بی هیچ نگاهی به بعد زیبایی شناسی طرح داشته باشد در حالی که باید در ابتدا اناتومی را بشناسیم تا زیبایی شناسی هم همراه اثر باشد. با احترام به زنان جامعه باید بگویم که گاهی برخی از لباس ها شرم اور است زیرا جایگاه لباس هنوز در ایران مشخص نیست و لباس بیرون ما هنوز درست نیست.

ایا در بخش الگوسازی مشکل داریم که استفاده از برش برای ایجاد مدلی تازه کمتر در اثار ایرانی دیده می شود؟

ما الگو سازی نمی کنیم. در خیلی از کارگاه ها دیده ام که از ترکیه یا چین مدل هایی را وارد می کنند و صرفا براساس ان به تولید می پردازند. وقتی پارچه از چین وارد می شود و مدل از ترکیه هر صاحب فروشگاهی را وسوسه می کند، که چنین تولیدی را خریداری کند در حالی که این روند اشتباه است زیرا در ان الگو و سایز استاندارد ایرانی نداریم. یک مانتو اماده بدون توجه به اناتومی ایرانی وارد بازار می شود و حتی مدل ان نیز مناسب زن ایرانی نیست و حتی در عرف و ممیزی ایران نیز قابل درک نیست به همین خاطر دچار تناقض شدیم.

چرا هیچ اقدامی از سوی طراحان برای تعیین سایز و اناتومی ایرانی انجام نشده است، مسیول این بخش کیست؟

به عنوان کسی که در این عرصه فعالیت دارم، هنوز نتوانسته ام برای کتابی که مدتهاست روی ان پژوهش انجام داده ام اسپانسر پیدا کنم. کار من طراحی است. این عرصه نیازمند یک کارگروه فعال است که بتواند این بخش را مدیریت کند. این عرصه مانند یک ساختمان است که هر کسی باید در جایگاه خود کار کند از فنداسیون تا اخرین مرحله کار و قطعا یک کارگر نمی تواند کار معمار طراح را انجام دهد، چه کسی از طراح حمایت می کند. متاسفانه من و بسیاری از طراحان دیگر هنوز قادر به اخذ مطالبات خود در برابر ارایه طرح هایمان نشدیم. در این عرصه بخش های زیادی دچار مشکل است. ای کاش به جای مخالفت ها و کارهای سلبی برای اندیشه کردن در این عرصه و طراحی همراهی بیشتری می شدیم.

در تمام دنیا بخش خصوصی متولی ایجاد برند است و در این راستا متخصصان را گرد هم می اورد، چرا در ایران کار گروهی این چنینی شکل نمی گیرد؟

ضعیف بودن کار گروهی و عدم اطمینان به بازدهی این زحمات دلیل اصلی مساله است. زیرا در گام نخست هیچ چشم انداز مثبتی برای این عرصه نیست. بسیاری از افراد به من می گویند که چرا مزون نمی زنم؟ وقتی این همه تولید انبوه وجود دارد من کارم را کجا عرضه کنم؟ ایا باید در خوشبینانه ترین حالت کار را در شوهای خانگی ارایه کنم که در این صورت عملا به مرحله برندینگ نمی رسم. از طرف دیگر هیچ حمایت دولتی برای ارایه سرمایه به ما نیست تا بتوانم خروجی اثارم را به فروشگاه برسانم. در نمایش های موقت لباس با فروش طرح، بدون امید به تولید انبوه ان در واقع ان طرح را با کمترین سود وارد بازار می کنی و در این بازار طرح با تغییرات فراوان و در اغلب موارد بدون رعایت موارد زیبایی شناسی ان به صورت انبوه وارد بازار می شود که دیگر پا گرفتن یک برند معنی ندارد. تمام حجم کار برندینگ در ایران از صفر تا صد روی شانه های یک طراح است که قطعا توان پیش بردن ان را ندارد در نتیجه باعث انزوای این افراد می شود. دوست دارم فیلمی طنزگونه درباره تاریخ لباس در ایران بسازم اما هیچ حمایتی نیست. تا امروز برای این کار مذاکرات مختلفی داشتم اما در اغلب موارد تنها دغدغه سرمایه گذار بازده مالی سرمایه اش است. حداقل در دانشگاه و در کلاس درس به دانشجویان کمک می کنم که با علاقه به تاریخ لباس کشور خود، پیشینه خود را بیابند. در دوره تاریخی قبل از حمله مغول پادشاهان ایرانی لباسی به یکدیگر هدیه می دادند که مثلا گفته می شد این عبا متبرک است به ایات قرانی که روی ان با خطوط کوفی نوشته شده بود که این هنر چند سالی ست ان هم توسط یک فرد در خارج از ایران راه افتاده است، این یک الهام صحیح از پیشینه تاریخی است. وقتی می گویم به تاریخ لباس اهمیت بدهیم به این دلیل است زیرا به این پتانسیل ها توجه نمی کنیم و دیگران به ان می پردازند.

لباس سنتی امروز در ایران به مفهوم استفاده از بته جقه است، چرا سایر نمادها و نشانه ها وارد این عرصه نشده اند؟

من در هویت ایرانی بته جقه شک دارم اما این نماد در طول سالها پذیرفته شده و مردم ان را دوست دارند. مردم با ان نوستالوژی دارند. البته دیگر نقوش ایرانی پذیرفته شده هم هستند. اما به نظر من خود کلمه سنتی در مورد لباس جای اشکال و مناقشه است. چه کسی می گوید این لباس سنتی است؟ بر چه اساسی چنین طبقه بندی به وجود امده است؟ الان هر لباس گشاد و پررنگ و تکه داری را سنتی می گوییم و یا بالعکس را مدرن می نامیم. برخی از غلط های رایج در جامعه به گردن طراحی نیست. تشخیص این دو بخش برای من نیز امکان پذیر نیست این نوعی عادت است که مغازه های کاملا چوبی با فضایی خاص را سنتی می نامیم. در تاریخ ما زنان شلوار رویی نداشتند و صرفا دامن می پوشیدند. همه این موارد نوعی فرم است که در راستای این زندگی پیش می رود.

با توجه به اینکه مدت هاست در حال تحقیق و پژوهش هستید فکر می کنید، شکل درست استفاده از پژوهش ها چگونه است؟

چاپ یک اثر نخستین گام است. دوست دارم که چند همایش و سخنرانی درباره این بخش داشته باشیم تا روشنگری انجام شود و فرهنگ اتفاق افتد. به زن ایرانی خوش پوشی در عین ساده پوشی را بیاموزیم یعنی اینکه درست پوشیدن و جزییات لباس را مورد توجه قرار دهیم. در یک برنامه تلویزیونی من درباره روانشناسی رنگ و استفاده ان در پوشش حرف می زدم که مورد استقبال عموم بخصوص خانم ها قرار گرفت چرا که مردم به جزییات پوشش علاقمند هستند. انتخاب رنگ در لباس بر اساس جایی که مورد استفاده قرار می گیرد مواردی است که نیاز امروز ما است اما کسی دیگر به این بخش نمی پردازد و عملا اعتمادی صورت نمی گیرد در حالی که استقبال نیز عالی است. نباید نیاز به مد و لباس را صرفا در جشنواره ها ببینیم بلکه باید این بخش را به صورت گسترده بررسی کنیم. باید به زن ایرانی بیاموزیم که لباس تنگ چه تاثیرات بدی روی او و بدنش دارد. اگر نکات را بیان کنیم مساله بسیار جذاب است و فرهنگ سازی خوبی رخ می دهد و درست پوشیدن اموخته می شود. باید به افراد بیاموزیم می شود با لباس معایب اناتومی را پوشاند.

برای رفع عیوب اناتومی باید چه کرد؟

بعد از شناخت درست اندام خود در اولین قدم باید تمرکز را از روی قسمتی که ایراد دارد برداریم. یعنی سعی کنیم تمرکز را از ان نقطه دور کنیم. متاسفانه مردم از این موارد ساده اطلاع ندارند و در اغلب موارد با انتخاب نادرست حتی ان را تشدید می کنند.

این روزها موجی در ایران برای تقاضای طراحی لباس و موارد مربوط به مد رخ داده است، فکر می کنید این روند نتیجه چه چیزی است و به کجا می رود؟

شکل گیری این موج شاید به خاطر این است که مانتو وارد عرصه طراحی شد و با درامدزایی برای طراحان موجی را به راه انداخت. اینکه مانتو باید طراحی داشته باشد، خوب و لازم است اما واقعا خاتمه انرا نمی دانم.

با توجه به اینکه منبع تحقیقاتی در حوزه پوشش کم است، چطور توانستید پژوهش کنید؟

کار از یک تحقیق خود جوش شروع شد. من بر حسب علاقه شخصی شروع به جستجو در نوع پوشش در چهار بخش کردستان یعنی ایران، عراق، سوریه و ترکیه کردم. بر همین مبنا عکس های زیادی را حتی از البوم های شخصی افراد پیدا و با هم مقایسه کردم که بسیار جالب بود. کار از اینجا شروع شد بعد روی منابع خارجی که پیدا کردم تحقیق کردم. در دو بخش کرد و لر با وجود عکس های قدیمی و مصاحبت با افراد و صاحب نظران خود را مسلط می دانم البته سایر حوزه ها نظیر بلوچ و ترکمن و اینها نیز کار را در قالب مقالات دنبال کردم اما از انجا که کرد و لر پیوند ریشه ای دارند، تحقیق گسترده ای روی انها انجام دادم.

به نظر شما چه عناصری در لباس اقوام وجود دارد که ان را خاص کرده و قابلیت تعمیم دارد؟

جذابیت در این عرصه فراوان است. لباس اقوام چند مولفه دارد که زیباترین بخش ان استفاده از رنگ بر اساس جغرافیا است. یعنی یک خانم در شالیزارهای شمال لباس قرمز می پوشیده تا در یک دشت بزرگ سبز شناخته شود. کدام یک از ما در این دوره به رنگ لباس تا این حد اهمیت می دهیم؟ ایا به این فکر می کنیم که رنگ لباسمان در روح همکارمان تاثیر منفی دارد یانه؟ اقوام و پیشینیان ما امکان خرید و تغییر مداوم لباس را نداشتند لذا ان را تبدیل می کردند یعنی استفاده درست و کاربردی از لباس خود می کردند. شناسنامه دار کردن لباس یکی دیگر از موارد است، مثلا اینه دوزی های بلوچ با دیگر مناطق متفاوت بوده و هیچ گاه مثلا با نوع کار دست زن کرد روی لباس اشتباه گرفته نمی شده. یعنی شناسنامه لباس با کار دست یک زن روی ان امضا می شده علاوه بر ان در لباس زن ایرانی در هیچ دوره تاریخی برهنگی نداشتیم یعنی ضمن اینکه زیبایی های زن مورد توجه قرار می گرفته لباس هم طراحی داشته و هم پوشش کافی داشته است.

در بخش تیاتر و سینما طراحی در کدام یک از فضاهای ریال یا سوریال برای شما جذاب تر است؟

من کارهایی را که زاییده تخیلم باشد بیشتر دوست دارم. یعنی خلق لباسی بر اساس شخصیت نمایشی که صرفا برامده از ذهن من باشد را بیشتر دوست دارم اما کار ریال و تاریخی سخت ترین است زیرا باید تحقیق انجام شود و نزدیکترین برش و پارچه را باید برای ان استفاده کرد. لذا باید نزدیکترین فضا را انتخاب کرد و جای اشتباه در ان نیست. یعنی نمی توان کلاه دوره سامانیان را سر صفویان بگذاریم و اتفاقا کلاه یکی از مهمترین بخش های لباس در تاریخ مان است پیش از انکه سرمان بی کلاه بماند، این پوشش معرف جایگاه، منزلت و شخصیت فرد بوده است.

کدام کار تیاتری را بیشتر دوست دارید؟

من به راحتی بازیگر در لباس بسیار اهمیت می دهم در غیر این صورت بازیگر در مدت اجرا رنج می کشد و این عصبانیت را به من منتقل می کند یعنی بازیگر باید با لباس اجرای خود دوست باشد تا به این احساس به تماشاگر هم منتقل شود. در کار «پلکان» تعدادی بازیگر بودند که فرم کرم را اجرا می کردند. در بدو امر کار سخت بود اما چیزی که اتفاق افتاد و حسی که لباس در خدمت نقش منتقل می کرد، هر شب برای من لذت بخش بود. بخشی از کارگردانی توجه به مساله لباس است و همه عناصر باید مکمل یکدیگر باشند البته متاسفانه مواردی هست که هر بخشی حرف خود را می زند و باعث می شود کار به دل ننشیند. باید یک کارگردان و بخش هنری با یکدیگر همراه باشند تا هر کس ساز خود را نزند زیرا این امر باعث می شود که بیننده دست کم گرفته شود در حالی که این گونه نیست و بیننده باهوش است.


برچسب ها :