امروز : پنجشنبه, 28 دی 1396
مجموعه جدید زیباترین اشعار مولانا در مورد خدا به همراه عکس نوشته
3/00 امتیاز از 1 رای
 مد لباس  |     |   45

اشعار مولانا در مورد خدا

مجموعه جدید زیباترین اشعار مولانا در مورد خدا به همراه عکس نوشته

اشعار مولانا در مورد خدا ، به همراه زیباترین اشعار مولانا در مورد خدا گلچین اشعار مولانا در مورد خدا غزلیات مولانا در مورد خدا و اشعار عاشقانه مولانا در مورد خدا را در اختیار شما همراهان عزیز در این مجموعه از سایت قرار میدهیم

مجموعه جدید زیباترین اشعار مولانا در مورد خدا به همراه عکس نوشته

اشعار مولانا در مورد خدا

راهی به خدا دارد خلوتگه تنهایی

آنجا که روی از خود آنجا که به خود آیی

هر جا که سری بردم در پرده تو را دیدم

تو پرده نشینی و من هرزه ی هر جایی

مجموعه جدید زیباترین اشعار مولانا در مورد خدا به همراه عکس نوشته


اندر دل بی وفا غم و ماتم باد

آن را که وفا نیست ز عالم کم باد

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد


گر شرم همی از آن و این باید داشت

پس عیب کسان زیر زمین باید داشت

ور آینه وار نیک و بد بنمائی

چون آینه روی آهنین باید داشت

مجموعه جدید زیباترین اشعار مولانا در مورد خدا به همراه عکس نوشته


خدایا

همه دنیا بخواد و تو بگی نه

نخواد و تو بگی آره ، تمومه

همین که اول و آخر تو هستی

به محتاج تو محتاجی حرومه

بشنو این نی چون شکایت می کند
از جداییها حکایت می کند
کز نیستان تا مرا ببریده اند
در نفیرم مرد و زن نالیده اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوش حالان شدم
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
سر من از ناله ی من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست…
مولوی

مجموعه جدید زیباترین اشعار مولانا در مورد خدا به همراه عکس نوشته

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
گر صورت بی صورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
یک بار از این خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطیفست نشان هاش بگفتید
از خواجه آن خانه نشانی بنمایید
یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید
با این همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
مولوی

مجموعه جدید زیباترین اشعار مولانا در مورد خدا به همراه عکس نوشته

زیباترین اشعار مولانا در مورد خدا


یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا
یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا
نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی
سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا
نور تویی سور تویی دولت منصور تویی
مرغ که طور تویی خسته به منقار مرا
قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی
قند تویی زهر تویی بیش میازار مرا
حجره خورشید تویی خانه ناهید تویی
روضه اومید تویی راه ده ای یار مرا
روز تویی روزه تویی حاصل دریوزه تویی
آب تویی کوزه تویی آب ده این بار مرا
دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی
پخته تویی خام تویی خام بمگذار مرا
این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی
راه شدی تا نبدی این همه گفتار مرا!

مجموعه جدید زیباترین اشعار مولانا در مورد خدا به همراه عکس نوشته

ای دوست قبولم کن و جانم بستان
مستم کن و وز هر دو جهانم بستان

با هر چه دلم قرار گیرد بی تو
آتش به من اندر زن و آنم بستان

ای زندگی تن و توانم همه تو
جانی و دلی ای دل و جانم همه تو

تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم در تو از آنم همه تو

خود ممکن آن نیست که بردارم دل
آن به که به سودای تو بسپارم دل

گر من به غم عشق تو نسپارم دل
دل را چه کنم بهر چه می دارم دل

در عشق تو هر حیله که کردم هیچ است
هر خون جگر که بی تو خوردم هیچ است

از درد تو هیچ روی درمانم نیست
درمان که کند مرا که دردم هیچ است

من بودم و دوش آن بت بنده نواز
از من همه لابه بود از وی همه ناز

حتما بخوانید : ابیاتی برگزیده از زیباترین اشعار مولانا درباره انسان و انسان شناسی

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شب را چه کنم حدیث ما بود دراز

دل تنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است

بر هیچ دلی مباد بر هیچ تنی
آن کز قلم چراغ تو بر جان من است

ای نور دل و دیده و جانم چونی
وی آرزوی هر دو جهانم چونی

من بی لب لعل تو چنانم که مپرس
تو بی رخ زرد من ندانم چونی

افغان کردم بر آن فغانم می سوخت
خامش کردم چو خامشانم می سوخت

از جمله کران ها برون کرد مرا
رفتم به میان و در میانم می سوخت

من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم

اندر دل بی وفا غم و ماتم باد
آنرا که وفا نیست از عالم کم باد

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد

در عشق توام نصیحت و پند چه سود
زه رآب چشیده ام مرا قند چه سود

گویند مرا که بند بر پاش نهید
دیوانه دل است پام بر بند چه سود

من ذره و خورشید لقایی تو مرا
بیمار غمم عین دوایی تو مرا

بی بال و پر اندر پی تو می پرم
من کَه شده ام چو کهربایی تو مرا

غم را بر او گزیده می باید کرد
وز چاه طمع بریده می باید کرد

خون دل من ریخته می خواهد یار
این کار مرا به دیده می باید کرد

آبی که از این دیده چو خون می ریزد
خون است بیا ببین که چون می ریزد

پیداست که خون من چه برداشت کند
دل می خورد و دیده برون می ریزد

عاشق همه سال مست و رسوا بادا
دیوانه و شوریده و شیدا بادا

با هوشیاری غصه هر چیز خوریم
چون مست شدیم هر چه بادا بادا

از بس که برآورد غمت آه از من
ترسم که شود به کام بدخواه از من

دردا که ز هجران تو ای جان جهان
خون شد دلم و دلت نه آگاه از من

ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم
شعر و غزل و دو بیتی آموخته ایم

در عشق که او جان و دل و دیده ی ماست
جان و دل و دیده هر سه را سوخته ایم

مجموعه جدید زیباترین اشعار مولانا در مورد خدا به همراه عکس نوشته

اشعار عارفانه مولانا در مورد خدا

بی همگان بسر شود بی تو بسر نمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بی تو بسر نمی شود
جان ز تو جوش می کند دل ز تو نوش می کند
عقل خروش می کند بی تو بسر نمی شود
خمر من و خمار من باغ من و بهار من
خواب من و خمار من بی تو بسر ن می شود
جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی
آب زلال من تویی بی تو بسر نمی شود
گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
آن منی کجا روی بی تو بسر نمی شود
دل بنهند بر کنی توبه کنند بشکنی
این همه خود تو میکنی بی تو بسر نمی شود
بی تو اگر بسر شدی زیر جهان زبر شدی
باغ ارم سقر شدی بی تو بسر نمی شود
گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم
ور بروی عدم شوم بی تو بسر نمی شود
خواب مرا ببسته ای نقش مرا بشسته ای
وز همه ام گسسته ای بی تو بسر نمی شود
گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من
مونس و غمگسار من بی تو بسر نمی شود
بی تو نه زندگی خوشم بی تو نه مردگی خوشم
سر ز غم تو چون کشم بی تو بسر نمی شود
هر چه بگویم ای صنم نیست جدا ز نیک و بد
هم تو بگو ز لطف خود بی تو بسر نمی شود
مولوی

اشعار مولانا در مورد خدا


برچسب ها :  

پر بازدیدترین مطالب